به گزارش «سراج24»، به فرموده مقام معظم رهبری شعر آئینی جزء بهترین عرصههاى به کار بردن قریحه خدادای شعر است. این قریحه، یک نعمت بزرگى است که خدا به هر کسى عطا نمیکند؛ این نعمت را نباید کفران کرد. شکرانه این نعمت این است که انسان با این قریحه یک چیزى بیاورد وسط و به انسانها و افکار عرضه کند که براى آنها مفید باشد. اگر بناست شعر محتوائى داشته باشد، بهترین محتواها همین محتواهاى شعر دینى و شعر مذهبى است با عرض وسیع و گستردهاى که دارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دیگری خطاب به شاعران فرمودهاند: شما میتوانید مضامین دعاى عرفهى سیدالشهداء(ع) را به شعر بیاورید. دعاى عرفه امام حسین(ع) عاشقانه است. حضرت سجاد هم براى روز عرفه دعا دارند - در صحیفهى سجادیه، دعاى چهل و هفتم، دعاى روز عرفه است - آن هم بسیار دعاى پرمغز و پرمضمونى است؛ اما دعاى امام حسین(ع) عاشقانه است، یک چیز دیگر است. اگر چنانچه آشنا بشوید، انس پیدا کنید، دقت کنید، از یک فقره این دعا میتوانید یک قصیده، یک مجموعه، یک قطعه، یک غزلِ خیلى قشنگ از آب در بیاورید. بنابراین براى مناجات و توحید، از صحیفه و از دعاها استفاده کنید.
به مناسبت سوم شعبان؛ میلاد حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) چند سروده از شاعران آئینی کشور تقدیم ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) و دوستداران اهل بیت تقدیم میشود:
«علیاکبر لطیفیان»:
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند
ولی برای پریدن زمانمان دادند
خبر دهید دوباره به بال فطرسها
مجال پر زدن آسمانمان دادند
به احترام ملائک امانت حق را
به دست فاطمه مهربانمان دادند
بدون واسطه امشب کنار سجاده
تمام حُسن خدا را نشانمان دادند
قسم به بوسه لبهای سبز پیغمبر
برای بردن نامت زبانمان دادند
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
برای آن که بیابیم ما خدایت را
گرفتهایم نشانی ردَپایت را
برای آن که به سمت خدایشان ببری
گرفتهاند ملائک نخ عبایت را
و جبرئیل دلش تنگ میشد ای آقا
نمی شنید اگر یک شبی صدایت را
فرشتگان مقرب هنوز حیرانند
تو را به سجده درآیند یا خدایت را
زمین به دور خودش چرخ میزند تا که
نشان دهد به سماوات کربلایت را
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
به بوم عشق به مژگانتر کشید تو را
به وقت نافلههای سحر کشید تو را
نه از برای زمینها و آسمانها بود
فقط برای خودش بود اگر کشید تورا
تو را مشاهده کرد و اسیر رویت شد
که از جمال خودش خوب تر کشید تورا
تو مثل جام پر از عشق و عاشقی بودی
که زینب آمد و یکباره سر کشید تورا
برای آن که نشان زمینیان بدهد
سوار نی شدی و در سفر کشید تو را
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
تو آسمان بلندی و ما کبوتر ها
نمی رسند به بالای بامتان پرها
بدون بردن نام تو بی نتیجه بود
توسَل سر سجاده ی پیمبرها
شریعت از سخن تو حیات می گیرد
تویی که جاذبه بخشیده ای به منبرها
تو جای خود که قیامت کسی نمی داند
کجاست حدِّ نصاب مقام قنبرها
تو مثل کعبه سیّار آسمان بودی
که در طواف تو بودند جمله ی سرها
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
تو بیکران، تو بلندی، تو آسمان، تو صعود
تو آفتاب، تو دریا، تو آب هستی و رود
حکایت من و چشمم حکایت عبد است
حکایت تو و چشمت حکایت معبود
و قبل از آن که شود جبرئیل حاجی عشق
کبوتر حرمت بود و کربلایی بود
یکی ز گریه کنان مُحرمت موسی
یکی ز مرثیه خوانان ماتمت داود
به نیت همهی خانواده پیغمبر
«حسین منی انا من حسین» میفرمود
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا
رسیده است زمان غروب عاشورا
چه میکشد ز وداع تو زینب کبری
تو روی شانه جبرئیل منزلت داری
به زیر این همه نیزه چه میکنی آقا؟
میان این همه نیزه که رو به پاییناند
صدای زینب کبراست، میرود بالا
حسین توست بله، باورش اگر سخت است
مُرمّل بدماء و مُقطّعُ الأعضا
کنار چشم ملائک به سمت تو خم شد
گذاشت روی گلوی بریده لب ها را
امام سوم دنیا، امام عاشورا
اگر تویی هدف عشق خوش به حال خدا
«کاظم رستمی»:
شروع میکنم این شعر را اگر بشود
در انتهای غزل از تو یک خبر بشود
نمی شود که همیشه نمی شود بشود
چقدر گریه کنم شعر شعرتر بشود
درست نیست بگویم تو آمدی که خدا
به فکر بخشش عصیان یک نفر بشود
چرا که چوبه ی گهواره ی تو کافی بود
پر شکسته فطرس دوباره پر بشود
فقط نیامدهای تا حضور محشریات
دلیل محکم بخشیدن بشر بشود
نیامدی که به یمن دعای تو آقا
زمین تشنه باران کوفه تر بشود
نتیجه این که فقط یک دلیل می ماند
تو آمدی که علی باز هم پدر بشود
تو آمدی نوه ی دختریّ پیغمبر
خدا بخواهد و این بار هم پسر بشود
«حسن کردی»:
گفتم حسین و میل پریدن شروع شد
در سینهام، دوباره، تپیدن شروع شد
واژه به حد وصف تو شرمندهام که نیست
اما تو خواستی و دمیدن شروع شد
از التقاط موج دو دریا کنار هم
مرجان ظهور کرد و رسیدن شروع شد
پاداش آفریدنتان را خدا گرفت
خندید فاطمه و خریدن شروع شد
حالا علی کنار تو احساس میکند
زیبا ترین بهانه دیدن شروع شد
ای دلنواز، عشق من ای دلرباترین
تا آمدی تو ناز کشیدن شروع شد
تا بالهای زخمی فطرس به پات خورد
بعد از هزار سال پریدن شروع شد
با تو خدا برای من از نو نوشته شد
خاک من از اضافه خاکت سرشته شد
هستی مشابهت کسِ دیگر نداشته است
مانند چشمهای تو دلبر نداشته است
انگشت در دهان تو دارد نبی چرا
یعنی خدا که دایه بهتر نداشته است
وقتِ حسینُ منیِ پیغمبر است تا
باور شود حسین برابر نداشته است
جبریل معتکف شده بر گاهوارهات
تا خندهات ندیده سرش بر نداشته است
از یک کلام ختم به صدها کلام که
آقا، کسی شبیه تو مادر نداشته است
هر روز آبِ خوردنی ات سلسبیل بود
در خانه فاطمه غمِ کوثر نداشته است
تا تربت تو هست طبیب و دوا چرا
تا کربلاست حاجت قبله نما چرا
عاشق که میشوم به خدا از شما شوم
زیر سر شماست اگر مبتلا شوم



